خواجه نصير الدين الطوسي

88

اخلاق ناصرى ( فارسى )

ايشان صادر شود بىآنكه ذوات ايشان بصفت عفت موصوف بود و عفيف بحقيقت آنكس بود كه حد و حق عفت نگاهدارد و باعث او بر ايثار اين فضيلت آن بود كه زينت قوت شهوانى كه بقاى شخص و نوع انسانى بىوجود آن ممتنع است آنست كه به اين حليه متحلى باشد بىشايبه غرضى ديگر چون جر نفعى يا دفع ضررى ، و بعد از تقديم اين اكتساب بر تناول هر صنفى از مشتهيات به قدر حاجت چنان كه بايد و چندانكه شايد بر وجهى كه مصلحت اقتضا كند اقدام مينمايد . و همچنين عمل اسخيا صادر شود از كسانى كه سخاوت حقيقى از ايشان منتفى باشد ، مانند كسانى كه بذل مال كنند در طلب تمتع از شهوات يا به جهت مراء و ريا و يا بطمع مزيد جاه و قرب پادشاه و يا در طريق دفع ضرر از نفس و مال و عرض و حرم . و يا ايثار كنند بر كسانى كه به سمت استحقاق موسوم نباشند ؛ چون اهل شر ، يا كسانى كه بمجون ( بيباكى و تمسخر ) مضاحك و انواع ملهيات مشهور باشند ، و يا بذل از جهت توقع زياده كنند و اين فعل مانند افعال تجار و اهل مرابحه بود . و سبب بذل اموال در امثال اين طايفه و صدور اعمال اسخياء از ايشان آن بود كه بعضى بطبيعت حرص و شره مبتلا باشند و جمعى بطبيعت لاف زدن و ريا ، و برخى بطبيعت ربح طلبيدن و تجارت و گروهى نيز باشند كه بذل ايشان بر سبيل تبذير بود و سبب آن قلت معرفت بود به قدر مال ، و اين حال بيشتر وارثان را افتد ، و يا كسانى را كه از تعب كسب و صعوبت جمع بى خبر باشند ، چه مال را مدخل صعب بود و مخرج سهل . و حكما در تمثيل اين معنى حديث مرديكه سنك گران بر كوه تند